جدی دیدم قبلا خونه مامان بزرگم اینا اصفهان بود قدیمی بود و پر درخت انگور من داشتم با دختر داییم هتم بازی می کردم بعد داشتیم با لیزز بازی می کردیم می گفتیم هر کی لیزر رو گرفت برده من داشتم لیزر رو میچرخوندم بردم زیر درخت انگور دیدم یه چیزی نتد دوید رفت اونور همه مون جیغ زدیم رفتیم تو یا دوباره تو همین خونه مامان بزرگم میبینه یکی رفت پشت زیر تلویزیونی یرش رو کرد بالا یه نگاه کرد دوباره رعت پایین مامان بزرگم فکر کرد دختر دایی ها من وقتی رفت دید هیچکس نیست
منم همینطور...!
جون دلم واست یه ذره شده بعد هم جرا جرا جرا جرا بنرمه نذاشتی ها ها ها ها ها


البته ببخشید هم ناراحت نشیا خب نازم بیشتر جون بهم سر میزنی من دوست دارم 


اومدم
من که نگرفتم چی گفتی؟؟!
فقط تو خونه ایشو فهمیدم
هرررررررررررهههههررررررررررررههههههههررررررررررررر
کد بنرمو میدم بعدا الان دارم میرم بیرون بوس بوس بااااااااای
بای عجیجم
نکو میترسم اونم توی هوای بارونی اخه شهرمون داره بارون میاد بعدهم من ازت ناراحتم
چرا گلم ناراحتی
هیچwhereهمین whereهااااا
u where meher???
I'm in the clup with my skirts on


I've never been there
I'm in home in my weblog
خخخخخخخخخخخ
واقعا کار خودت بود؟!
بابا ایول خیلی کارت درسته!
بعله
بس کن فسقل من .
شب خوابت نمی بره ها!
گفته باشم
آها فریناز جوووونمی
باشه دیگه نمی گم
بس کن فسقل من .
شب خوابت نمی بره ها!
گفته باشم
نه من خوابم میره
راستی اسمت رو ننوشتی
ha ha ha salam ajiiiiiiiiiiiii
dahanet serviiiissss
enghad khandidam k nagu va naporss
سلام ♥♥♥♥
خوشحالم خندوندمت
الان برات میان هوووو
زیاد بهش فکر نکن
یه دفعه دیدی شوخی شوخی جدی شد
جدی دیدم قبلا خونه مامان بزرگم اینا اصفهان بود قدیمی بود و پر درخت انگور من داشتم با دختر داییم هتم بازی می کردم بعد داشتیم با لیزز بازی می کردیم می گفتیم هر کی لیزر رو گرفت برده من داشتم لیزر رو میچرخوندم بردم زیر درخت انگور دیدم یه چیزی نتد دوید رفت اونور همه مون جیغ زدیم رفتیم تو یا دوباره تو همین خونه مامان بزرگم میبینه یکی رفت پشت زیر تلویزیونی یرش رو کرد بالا یه نگاه کرد دوباره رعت پایین مامان بزرگم فکر کرد دختر دایی ها من وقتی رفت دید هیچکس نیست
من جن دیدم
بسم الله. بسمم الله. بسم الله
بسم الله
من جووووونم نمی خوام بمیرم
بله
حالا چی میشه؟
همش فکر میکنم یکی پشت سرمه
دیگه برامون میان

منم تو عالمه خواب و بیداری بودم خوندم بعد از جا پریدم
منم رفتم دستشویی احساس کردم یکی بهم زل زده فقط بدو در اومدم
خدا رحم کنه
